نظر علي الطالقاني
560
كاشف الأسرار ( فارسى )
و تشريع كه اشاره شد . اين است معنى و اسعده على ذلك القضاء 61 و معنى حديث قدسى كه مىفرمايد يا بن آدم من به حسنات از تو اولىترم و تو به سيّئات از من اولىترى 62 . يعنى من و تو هر دو در هر دو مدخليّت داريم و لكن من به حسنه اولىترم و تو به سيّئه . بفهم چه گفتم و چگونه بديهى نمودم كه يهدى محكم است و يضلّ و نحو او متشابه . و يك جهت ديگر ، اختلاف عوالم و نشئات است . و بسيارى از امورات را در عالم مثال و قالب مثالى صورتى است مخالف صورت دنيوى و علم در آنجا به صورت آب و شير خوردنى است ، و درهم و دينار به صورت بول و غايط است ، و بنى اميّه به صورت ميمونند ، و بنى عباسيّه به صورت وزغند ، و پدر و مادر نيكو به صورت مهر و ماهند ، و اولاد خوب به صورت ستاره ، چنانچه حضرت يوسف ( ع ) ديد و سيّد الشهداء فرمود : والدى شمس و امّى قمر * و انا الكوكب و ابن القمرين 63 و غيبت در آنجا خوردن گوشت آن كسى است كه غيبت او را كردهاى بعد از مردن او لهذا در آيهء غيبت به اين نحو تعبير نمود أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ 64 . چنانچه وارد شده كه به پيغمبرى در خواب گفتند كه فردا اوّل چيزى كه ديدى بخور يا آن كه گفتند به چيز سوّم يا چهارم مثلا رسيدى فرار كن و فردا كه او را ديد مردار گنديدهاى بود شب ديگر باز در خواب براى او بيان كردند كه آن چيز اوّل ، غضب است و آن مردار گنديده ، غيبت است . وارد شده كه عايشه كسى را غيبت كرد حضرت فرمود الفظى : بينداز ، چون دهن باز كرد يك تكه گوشت از دهن او افتاد 65 . و ايضا در خواب به كسى گفتند گوشت اين مرده را بخور ، گفت چگونه بخورم ، گفتند پس فلان وقت چگونه خوردى ، يعنى غيبت او را كردى . و پى به حقيقت اين مطلب بردن بسيار مشكل است و احاطهء به او مشكلتر . و يك جهت ديگر ، شباهت و تشبيهات است . همين طور كه مردم اشياء را به هم تشبيه نمايند و ضرب المثل و شبيه ذكر كنند بسا باشد كه در بيان ، به همان شبيه اكتفا كنند و مشبّه را نگويند چه در خواب و چه در بيدارى ، و استعارات نمونهء اين باب است مثل آن كه گوئى شخصى را ديدند به رشتهاى به چاهى آويخته و آن رشته به بوته بسته و يك موش سفيد و يك موش سياه پيوسته مشغول كندن آن ريشهء بوته ، و ته چاه اژدهاى عميقى دهن براى او گشوده ، و به ديوار چاه عسل خاكآلودهء پرزنبورى ماليده شده و او از